دلم...

دِلـَـــم هَــــوای تـــــو کرده؛ بــگو چـــه چـــــاره کُـــنم!؟





موضوع: امام رضا(ع)، دل نوشته، شعر، عکس،
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ زهرا علی پور ]

دلم معجزه ای می خواهد

خدایا
دلم معجزه ای می خواهد،
از آن معجزه ها که به هنگام وقوعش،
خدایا شکرت
و
خدایا دوستت دارم
میان هق هق گریه هایم گم شود.
خدایا،دلم معجزه ای می خواهد.
معجزه ای در حد خدا بودنت...

عکس و تصویر ツ




موضوع: متنوع،
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 12:48 ق.ظ ] [ زهرا علی پور ]

...

دوباره یک غروب دلنشین
دوباره یک صدا،
صدای سبز
دوباره می پرد کبوتری
به دور گنبد حرم
دوباره چشمهای من
پر از نگاه کاشی و ستاره می شود
کنار حوض
دوباره ذهن من
پر از صدای بالهای یک فرشته می شود
نگاه کن!
من آن کبوترم
به دور گنبد طلایی اش
چه عاشقانه می پرم






موضوع: امام رضا(ع)، دل نوشته،
[ سه شنبه 30 تیر 1394 ] [ 10:56 ب.ظ ] [ زهرا علی پور ]

وای از قضاوت...





موضوع: عکس، متنوع،
[ سه شنبه 30 تیر 1394 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ زهرا علی پور ]

علتش را من نمی دانم ولی ...

علتش را من نمی دانم ولی در این حرم...
بوی عطر کربلا جاری ست در جان بیش تر....






موضوع: امام رضا(ع)، شعر، عکس،
[ دوشنبه 29 تیر 1394 ] [ 10:53 ب.ظ ] [ زهرا علی پور ]

بعیــد نیست خدا هم بـه تــو قسم خـورده باشد

آنقـدر قسمت
بیــن مــردم
اعتبــار دارد
عبــــاس
که بعیــد نیست
خدا هم
بـه تــو قسم خـورده باشد
"وَ الْقَمَــرِ إِذَا اتَّسَق"

و سوگنــد بـه مــاه آن گاه که بَــدر کامل مى شود .
• انشقاق 18 •




موضوع: متنوع، عکس،
[ دوشنبه 29 تیر 1394 ] [ 10:45 ب.ظ ] [ زهرا علی پور ]

عید فطرمبارک باد

عکس و تصویر عید فطر مبارک ♥♡

‏‏پروردگارا تو تکراری ترین حضور روزگار منی و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام ... همه ی دوستانم را دریاب و دامنشان را از هر چه خوبی وآرزوهای قشنگ است به آنهاعنایت کن

آمین

عید فطرمبارک باد




موضوع: متنوع،
[ یکشنبه 28 تیر 1394 ] [ 12:23 ق.ظ ] [ زهرا علی پور ]

مولانا





موضوع: شعر، عکس،
[ یکشنبه 28 تیر 1394 ] [ 12:23 ق.ظ ] [ زهرا علی پور ]

عاشقتم خدا...


با تشکر از وب زیبای(ندای یک بسیجی)
http://shahidshooshtari93.mihanblog.com/




موضوع: خدا...، سخن، متنوع،
[ پنجشنبه 25 تیر 1394 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ زهرا علی پور ]

کاشف الکرب

بعد از نماز صبح بود.
توی صحن حرم حضرت اباالفضل (علیه السلام) نشسته بودیم.
منتظر بودیم تا بقیه بچه‌ها برگردن و سوار اتوبوس بشیم و برگردیم هتل.
خیلی خسته بودیم. توی چهل و هشت ساعت گذشته، شاید پنج شش ساعت بیشتر نخوابیده بودیم.
چند تا از بچه‌ها توی حال و هوای خودشون به نقطه‌ی نا معلومی خیره شده بودن و زیر لب یه چیزایی زمزمه می‌کردن؛ بعضی‌ها هم با شور و شوق خاصی که بعد از زیارت این جور جاها به آدم دست می‌دهد مشغول صحبت کردن باهم‌دیگر بودند. لحظاتی به همین صورت گذشت...
تا اینکه یکی از بچه‌ها گفت:
اونجا رو ببینید...
به نقطه‌ای که به آن خیره شده بود اشاره می‌کرد. یک کاشیکاری زیبا که معلوم بود کار اصفهانه و با خط نستعلیق نوشته شده بود:
«یا کاشِفَ الکَرْب عَن وَجْهِ الحسین (علیه السلام) اِکْشِف کَربی بحق اخیک الحسین (علیه السلام)» 
پرسید کی می دونه معنی این چیه؟  "کاشف الکرب"...
هر کس چیزی می‌گفت.
یکی گفت کاشف یعنی برطرف کننده، عامل از بین بردن چیزی، مثلن زمان رضاخان که سربازها چادر از سر زنان می‌کشیدند می‌گفتند: کشف حجاب، کاشف هم اسم فاعله.
یکی دیگه گفت کرب هم یعنی غم و غصه و ناراحتی و کاشف الکرب یعنی برطرف کننده‌ی غم. که این لقب حضرت اباالفضل (علیه السلام) هست. البته لقب امیرالمومنین (علیه السلام) هم هست.
معنی کاملش هم این میشه: "ای برطرف کننده‌ی غم از صورت حسین(علیه السلام)، برطرف کن غم مرا به حق برادرت حسین(علیه السلام).
البته معنی دیگه ای هم از قسمت اول این دعا استنباط میشه و اون اینه که حضرت اباالفضل(علیه السلام) کسی بوده که امام حسین(علیه السلام) با دیدن ایشان علایم شادی و سرور در چهره‌شان نمایان می‌شده. و ایشان برای حضرت یک جور قوت قلب به حساب می‌آمده.(بمیرم برای حضرت، روز آخر تک و تنها بی کاشف الکرب...)

پیرمردی که کنار ما نشسته بود و از آن موقع تا به حال ساکت بود و به گفت و گوی ما گوش می‌داد گفت: میگن حضرت دست می‌کشه روی قلب زائرش تا غمی تو دلش نباشه...
یک سوال برایم پیش آمده بود، این‌که چرا با این‌همه روضه و ذکر مصیبت‌ که می‌خونن تا حالا هرکاری کردیم نتونستیم اون طوری که دلمون می‌خواد، اینجا گریه کنیم؟
...تقریبن به جواب سوالم رسیده بودم.
وقتی وارد حرم حضرت اباالفضل(علیه السلام) میشی یه حس خاصی به آدم دست می‌ده انگار که خیالت راحته. دلت آرومه. یه آرامش خاص که با تمام وجودت احساس می‌کنی. مثل وقتی که آدم دلواپس کسی هست و بعد با دیدنش آروم می‌گیره. یه جور احساس سبکی روح، انگار روحت داره پرواز می‌کنه. جریان آرام خون را توی رگهات احساس می‌کنی... اینو همه می‌گفتن... یعنی همه مون یه جورایی به این مطلب رسیده بودیم.
یا کاشف الکرب...





موضوع: متنوع،
[ چهارشنبه 24 تیر 1394 ] [ 11:53 ب.ظ ] [ زهرا علی پور ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات